وقتی با کسی آشنا می شوید و قرار می گذارید تا درباره ازدواج صحبت کنید، نشانه های زیادی وجود دارد که به شما شناخت کافی می دهد و باعث می شود به نتیجه برسید که باید با او ازدواج کنید یا نه. اما آسیبی که همیشه شما را تهدید می کند این است که با عینک خوشبینی به طرفمقابل و این ارتباط نگاه کنید.
گاهی همه اشکالاتی که در طرفمان میبینیم را خیلی راحت کنار میگذاریم اما اشکالاتی که در زیر می آیند اصلا چیزی نیستند که بتوانید ساده از کنارشان بگذرید. این نشانه ها را باید جدی بگیرید و در صورت مشاهده، از قید ازدواج با آن فرد بگذرید و آشنایی تان را خاتمه دهید: ۱. باید خود واقعیتان را تغییر دهید همه ما وقتی با فرد جدیدی آشنا میشویم کمی تغییر میکنیم. برای اینکه نامزدمان یا فردی که برای ازدواج به شما معرفی شده، ممکن است رویه هایی را در زندگی تان عوض کنید. مثلا به جای کتاب خواندن، وانمود کنید که به فیلم دیدن علاقمندید. وانمود کنید که فوتبال دیدن را دوست دارید یا نوع پوششی که او می پسندد، مورد علاقه شما است. تغییرات کوچک و کم اهمیت شاید به شما آسیب نزند اما مشکل زمانی ایجاد میشود که متوجه شوید برای راضی کردن او باید هسته وجودی خودتان را تغییر دهید. اگر میبینید مجبورید ارزشها، اعتقادات و حتی طرز لباس پوشیدنتان را بخاطر طرفمقابلتان تغییر دهید، بدانید که مشکلی وجود دارد. اگر مجبورید همه کلماتی که میخواهید به زبان بیاورید را چندبار ویرایش کنید و همه رفتار و اعمالتان را بارها و بارها ارزیابی کنید، فقط به این دلیل که تصور میکنید طرفتان میخواهد به شما نمره دهد، دست از این رابطه بکشید. ۲. درباره اش بد می گویند اما اگر میبینید که تمام اعضای خانواده تان از او خوششان نمیآید و دوستانتان نکته های منفی درباره شخصیت او به شما می گویند، بدانید که مشکلی وجود دارد. وقتی همه دوستان و خانوادهتان با فرد موردنظر شما راحت نیستند و تصور میکنید که او را به اندازه شما نمیشناسند، یا فکر می کنند تناسب کافی ندارید، بهتر است به جای پافشاری کردن، کمی به حرف هایشان دقیق شوید. اغلب، اطرافیان چیزهایی را می بینند که شما نمی بینید. ۳. همیشه انتقاد و گله و شکایت اگر به شما دید منتقدانه دارد و با این کار اعتمادبهنفس شما را کاهش می دهد، ضرورتی ندارد به ازدواج با او فکر کنید. کسی که تا این حد به حرمت نفس شما بی توجه است یا شما را قبول ندارد چرا باید همسر شما باشد؟ این انتقاد میتواند مقایسههای خیلی ملایم هم باشد که به زبانی کمتر خشن و عادی ارائه میشود. حتی همین نوع مقایسات و انتقادات هم بر اعتمادبهنفس شما اثر گذاشته و در آخر سلامت رابطهتان را به خطر میاندازد. ۴. به او شک دارید تازمانی که شک و تردید درمورد اینکه طرفتان کجاست و چه میکند در ذهنتان باشد، هیچوقت نمیتوانید با هم کنار بیایید. شما کارآگاه نیستید اما مطمئناً وقتی قضیه بودار میشود میفهمید. اگر به نظرتان دو بعلاوه دو چهار نمیشود، زمانش رسیده که به این آشنایی نه بگویید و به دنبال کسی باشید که بتوانید به او اعتماد کنید.
به محض اینکه احساس کردید طرفتان برای ایجاد تعادل احساسی خود شدیدا به شما و فقط به شما، تکیه کرده است، زنگ هشدارتان باید به صدا دربیاید. طرفتان چه غرق در ناامیدی باشد چه خشم، کاری میکند که احساس کنید شما مقصرید و این وظیفه شماست که او را از این وضعیت بیرون بیاورید. هرچه که برای درست کردن این اوضاع میگویید یا انجام میدهید، اشتباه است
